همه شب ناله کند این دلم من تا به سحر
من به جز نا له و فریا د خدایا چه کنم
دیده ام پر شود از اشگ بر این قصه غم
کارم از گریه گذشته است خدایا چه کنم
نقشه ای جز عشق تو هیچ نبوده به سرم
حال که این نقشه برآب است خدایا چه کنم
عا شقا ن را بر وفا ی خود عهدی بود
بی وفا گشته کنون یارم خدا یا چه کنم
من که عا شق تر ز مجنون بود ه ام
لیلی من بی وفا شد خد ا یا چه کنم
او به من دائم بگفت از عا شقی
تا دروغش بر ملا شد خدا یا چه کنم
رخت ماتم بر تن این دل به پوشم تا ابد
روزگارم چون شب یلداسیاه شد خدایا چه کنم
یا ستا ن جانم که تا آرام شود آخر دلم
یا وفا داری کند جز آرزویی خدا یا چه کنم
من نیم عاشق بر آن قد و برآن دنیای تن
جز دلش را من نخوا هم خدا یا چه کنم
مهر من را بر دلش افکن ای سلطان عشق
جز دعا یی من در این ره خدا یا چه کنم

نظرات شما عزیزان:
ادامه مطلب